جمعه 9 آبان 1393

موقعیت فعلی: بخش مطالب و مطالب (برگشت به لیست)


خاطرات سفر به اروپا

نظرات خوانندگان(2)  

تاملات یک شرقی از دیار غرب 


   امروز جمعه 17 تیر ماه 1384 با دعوت برادر عزیز و نور چشم اقا سید محمدکه در سمت دیپلمات در نمایندگی ایران در ژنو در خدمت نظام جمهوری اسلامی است  عازم کشور سوئیس هستم ساعت پرواز 35/12 دقیقه بود که با نیم ساعت تاخیر پرواز کردیم و الان مشغول نوشتن خاطرات این سفر هستم .برای من که نسبت به شناخت جامعه غرب از دوران تحصیل همیشه  دغدغه وجود داشته و  دیدن غرب و اروپا در ذهن دوران تحصیلم بوده است  امروز این سفر یک فرصت ارزشمنداست نه یک ارزوی هوس مابانه و تفریحانه .انچه از این سفر  برای من مطلوب است  را می توان تحت عنوان شناخت ودرنگی بر انچه یک شرقی از دیدار غرب تحصیل می نماید محسوب نمود .امروز  و با این سفر می خواهم همه انچه از غرب می دانم و در مورد ان فکر کرده ام و انچه در نقل کسانی که در دو قرن اخیر از غرب بیان کرده اند خوانده ام را یکجا با حضور در جغرافیای غرب در ترازوی اندیشه خود ببینم و قضاوت کنم.دیشب به این مطلب فکر می کردم که اگر اولین گروه دانشجویان ایرانی مانند میرزا صالح شیرازی در حدود دو قرن پیش به اروپا رفته اند ،من به عنوان یک شهروند جامعه ایران بعد از دو قرن می خواهم اروپا را ببینم و در مورد این سوال همیشگی که نه تنها من بلکه همه ایرانیان فکور و روشن بین و روشنفکران پیشین تا امروز داشته اند که چرا غرب پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم ؟ پاسخی عینی تر پیدا کنم .اولین گام منطقی این است که این تفاوت پیشرفت را به چشم ببینیم تا پس از آن قضاوت کنیم  که انها در چه مرحله ای از پیشرفت هستند ؟  واصولا جامعه انها با ما چه تفاوتی دارد ؟
مدت زمان پرواز ما ظاهرا 5 ساعت و نیم است و قرار است اسید محمد عزیز در فرودگاه به استقبال ما بیاید .داخل هواپیما صندلی مقابل فردی مشغول مطالعه است نگاهم به کتابش افتاد برایم جالب بود و هنوز این کتاب را ندیده بودم ،کتاب زندگینامه و خاطرات بیل کلینتون بود،  از او خواستم تا کتاب را ببینم  عنوان این کتاب زندگی من  بود چاپ انتشارات نشر ابی در 2 جلد قطور که سال 84 چاپ شده است و در المان و بسیاری از کشورها پرفروش ترین کتاب بوده است تقربیا یک ساعت از پرواز را مشغول مطالعه ان بودم خاطرات بیل کلینتون از زندگیش با جزییات نوشته شده و پرده از بسیاری از ناگفته های سیاست خارجی امریکا برداشته است .
ساعت 4 به وقت ژنو هواپیما به زمین نشست در فرودگاه اخوی به استقبال ما امده بودند، بعد از یک روز  استراحت قرار شد گشت و گذاری در سوئیس داشته باشیم و با برنامه ریزی قبلی  یک ماشین ون کرایه کردیم یک فلوکس واگن مدل 2005 که  با سوخت گازوئیلی است .روزی 100 فرانک به مدت 3 روز کرایه کردیم .
شنبه 18 تیر ماه
امروز شنبه به سمت شهر لوزان حرکت کردیم .مقصد اولیه ما شهر ROLLEکه به فرانسوی به ان "قل "می گویند می باشد زبان رایج در سوئیس فرانسوی است و در زبان فرانسه بجای حرف ر حرف ق تلفظ می شود  ،این شهرک نزدیک لوزان است و محل تحصیل محمد رضا شاه پهلوی در سالهای 1310 بوده است برای کسی که کتاب حسین فردوست را خوانده باشد و از چند و چون زندگی محمد رضاشاه اطلاعات داشته باشد حضور در این شهرک جالب است .در پارکی نزدیک دریاچه "لک لمان "صبحانه را سفر صرف کردیم و به سمت مدرسه "له روزه "که محل تحصیل محمد رضا شاه و فردوست بوده حرکت کردیم مدرسه بسیار جالبی بود که در سال 1880 تاسیس شده و بهترین و قدیمی ترین مدرسه در سوییس است که از 8 سالگی تا 18 سالگی پذیرش دارد و در قسمت پذیرش یک کاتالوگ در خصوص پذیرش ارائه کردند .بعد از دیدن کالج به شهر" لوزان" رفتیم در ساحل اشی " OUCHY "موزه المپیک را دیدیم وسپس  به سمت شهر برن “BERN” حرکت کردیم در یک پارک کوچک ناهار خوردیم و بعد از ناهار از کلیسای اصلی شهر که به ان  کتد قل‘CATHEDRALE” می گویند بازدید کردیم  این کلیسا سابقه 600 ساله داشت بعد ساعت 45/3دقیقه جهت بازدید از پارلمان سوییس وارد پارلمان شدیم و این قسمت از سفر بسیار بسیار برای من جذابیت داشت زیرا از نظر سیاسی سوییس تنها کشوری است که سیستم دموکراسی مستقیم دارد .در این پارلمان دو مجلس وجود دارد ،یکی مخصوص کانتون ها است که تعداد 23 کرسی دارد و در مجلس دیگر که مجلس نمایندگان نام دارد از تمام کانتون ها با توجه به جمعیت ان ها نماینده وجود دارد .در قسمت ورودی پارلمان چهار مجسمه به صورت سمبلیک به عنوان نماینده چهار ملیت زبانی که در سویس هستند قرار داده شده است .المانی ،فرانسوی ،ایتالیایی و رومانی .راهنما توضیحات بسیار خوبی در مورد تاریخچه پارلمان سوییس ارائه کرد و یک کاتولوگ که توضیحات کامل در مورد پارلمان بود به ما ارائه کرد .بعد از پارلمان میدان ساعت و خیابان متصل به ان را دیدیم که قدیمی ترین خیابان برن است بعد به قصد دیدن خانه انشتین رفتیم .انشتین متولد المان بوده ولی در سال های 1903 تا 1905 در سوییس اقامت داشته و تحصیلات خود را در دانشگاه برن به اتمام رسانده  و در سوییس تئوری معروف نسبیت را نوشته است  ،خانه بسیار ساده بود و مقداری از لوازم انشتین در این خانه به نمایش گذاشته شده بود .بعد از بازدید این خانه به موزه تاریخ برن رفتیم و در این موزه که همزمان با بزرگداشت تولد انشتین جلسه ای بود از نمایشگاه اثار تاریخی و اختراعات انشتین سریع بازدید کردیم .
مقصد بعدی سفر “INTER LAKEN” بود منطقه ای که می گویند بهشت زمین است .این منطقه ساحلی کوهستانی اصلا قابل توصیف نیست ،هنوز من مناظری زیباتر از مناظر طبیعی و شهری زیباتراز این شهر ندیده ام .کمپ را پیدا کردیم و در انجا چادر زدیم مبلغ 76 فرانک کرایه محل دادیم ،هوا بارانی است اما خاطره انگیز و فراموش نشدنی است.
  یکشنبه 19 تیر ماه
صبح داخل شهر اینتر لاکن گشتی زدیم از چندین مغازه دیدن کردیم ،شهر توریستی و بسیار زیباست سپس به مقصد شهر بال حرکت کردیم تقریبا ساعت 12 به بال رسیدیم، شهر بال 200 هزار نفر جمعیت دارد و در قسمتی از ان یهودیان زندگی می کنند که ما محله یهودی نشین را هم دیدیم و در داخل شهر دو موزه متعلق به یهودیان است که فرصت بازدید ان را نداشتیم  در این شهر به دنبال محل کنگره صهیونیست های جهان و سخنرانی تئودر هرتصل بودیم کسی که نطفه اصلی تشکیل دولت یهود به اندیشه او بر می گردد و او اولین بار ایده تشکیل دولت یهود را در سخنرانی خود در شهر بال سوییس مطرح کرد .در این شهر محلی است که سالن موزیک است و معروف است به استدد کازینو“STADED CASINO”و هرتصل در این سالن در جمع یهودیان و در محل خاصی که ما رفتیم داخل این کازینو دیدیم سخنرانی معروف خود رابیان کرده .همچنین در این شهر هتلی است به نام “TREE KING “که هرتصل در مدت اقامت خود در این شهر در این هتل اقامت داشته و چند سال پیش به مناسبت یکصدمین سال تولد او مراسمی در این هتل برگزار شد. اسید محمد و بقیه همراهان تعجب می کند که من دنبال چه چیزهایی هستم و کجاها انها را می برم ،من قبل از سفر تمام مناطق مهم دیدنی را بررسی کرده بودم و در صدد بودم که این اماکن را حتما ببینم.
ناهار را روبه روی یک کلیسا و داخل یک پارک جنب دانشگاه بال که به المانی " شهر بازل "می گویند خوردیم و بعد از ناهار به قسمت قدیمی شهر رفتیم و کلیسای اصلی" کتد قل "و موزه تاریخ را دیدیم ولی داخل کلیسا نرفتیم نفری 7 فرانک باید می دادیم و به دلیل کمبود وقت اطلاعاتی از راهنمای موزه گرفتیم و نقشه موزه و اثاری که در ان بود مربوط به تاریخ شهر بال و زلزله ای بود که در سال ها قبل اتفاق افتاده بود و جمعیت زیادی کشته شده بودند .بعد از دیدن منطقه تاریخی شهر به رودخانه " راین " رفتیم که این رودخانه بعد از گذشتن از بال وارد المان می شود در کنار رودخانه تعدادی عکس انداختیم و بعد به سمت شهر زوریخ حرکت کردیم
ساعت 30/7 دقیقه بعد از ظهر به زوریخ رسیدیم .این شهر بزرگترین شهر سویس است و قلب صنعت و اقتصاد سوییس است وهوا بارانی است کمپ را پیدا کردیم و کنار رودخانه و دریاچه چادر زدیم . در سوئیس مسافران حق ندارند در جای دیگری غیر از محل کمپ چادر بزنند و این هم از لحاظ امنیتی و هم از نظر نظم و انضباط قابل توجه است
دوشنبه 20 تیر ماه
ساعت 8 صبح کنار دریاچه نشستیم و صبحانه خوردیم و بعد از ان به سمت شهر داووس “DAVUS” حرکت کردیم .این شهر 2 ساعت با زوریخ فاصله دارد و جاده ان مثل جاده شمال ایران پر پیچ و خم و کوهستانی و با جلوه های بسیار زیبا و دیدنی، در شهر DAVUS مجمع جهانی اقتصاد هر ساله برگزار می گردد .نزدیک ظهر به داووس رسیدیم از محل مجمع جهانی اقتصاد دیدن کردیم و و بعد از ناهار به سمت زوریخ برگشتیم  . کل راه را من رانندگی کردم .در زوریخ به شهر بازی کنار رودخانه " لی مت " رفتیم و بعد از شهر بازی کلیسای قدیمی شهر را دیدیم و کنار رودخانه چند عکس یادگاری انداختیم و بعد به سمت ژنو حرکت کردیم .به این ترتیب در یک سفر سه روزه تقریبا به طور کامل همه شهر های مهم سوییس را بازدید کردیم .در کل مدت سه روز مسافرت اصلا پلیس ندیدیم .جاده ها فقط با رادار کنترل می شود و رانندگان هم به شدت مقررات را رعایت می کنند .درجاده های داخل شهر نظم خاصی دیده می شود .اتومبیل ها در خط خاص خود که قصد حرکت دارند حرکت می کنند کسی اصلا انحراف به راست و چپ ندارد .در کشور سوییس همه جا زیبایی دیده می شود و طبیعت بسیار زیبایی دارد و تکنولوژی و تولیدات بشری هم این زیبایی ها را دو چندان می کند مثل رنگ ترامواها یا واگن ها ی قطار همه همرنگ و زیبا و یکنواخت و نظافت هم رعایت می شود کنار دریاچه ها و رودخانه هایی که دیدیم هیچ کجا زباله دیده نمی شد .چند روز اینده را طبق برنامه در ژنو خواهیم بود .
سه شنبه 21 تیر ماه
بعد از صرف صبحانه با اخوی کمی در ژنو دوچرخه سواری کردیم و در خیابان ها گشتی زدیم و بعد از ظهر به یکی از فروشگاه ها به نام    “ MANOR “رفتیم که البته قیمت ها بسیار بالا است . شهر ژنو دارای 400 هزار نفر جمعیت است و از 150 ملیت در حال حاضر در ان زندگی می کنند در این شهر1100رستوران و130 هتل وجود دارد که 14 هزار نفر را اسکان می دهد و در حال حاضر 200 سازمان دولتی و غیر دولتی بین المللی وحدود 150 مکان دیپلماتیک در این شهر وجود دارد و به شهر صلح مشهور است مقر صلیب سرخ جهانی در این شهر وجود دارد که در سال 1859 هانری دونان یک بازرگان سوییسی آن را تاسیس کرد ودر قرن 18 ژنو مرکز بانکی جهان شد و در حال حاضر ایمن ترین سیستم بانکی جهان متعلق به سوئیس است. ." ژان پیاژه " روانشناس معروف امریکایی در مورد ژنو گفته ژنو پایتخت دانش بشری است .به دلیل وجود اکادمی ژنو که توسط   " جان کالون " تاسیس شده است ." تالیران " وزیر خارجه فرانسه در کنگره وین گفته است که جهان 5 بخش دارد :اروپا ،اسیا ،افریقا ،امریکا و ژنو
 
 روز چهارشنبه 22 تیرماه
صبح به فروشگاه “BALEXERT “ رفتیم و راستی این نمونه فروشگاهها که متاسفانه هنوز یک نمونه ان هم در ایران نیست از ویژگیهای دنیای مدرن است که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در ان پیدا می شود و اصلا تماشای این فروشگاهها خودش یک برنامه تفریحی است تا ساعت 5 بعد از ظهر فروشگاه بودیم و بعد هم کنار رودخانه ژنو مقداری به فکر و تامل نشستم .دیدن انسان ها با قد و قامت غربی یعنی با پوشش غربی و بدون تکلف رفت و امد کردن ،سوار دوچرخه بودن برخی زن ها و مردها ،تعلق به یک سگ داشتن و قلاده به دست در حال تکاپو بودن ، ازادانه و با هر نوع پوشش ظاهر شدن و مفهوم نداشتن کلمه زشت بودن که در فرهنگ ما ایرانی ها وجوددارد در بین این جماعت اصلا مفهومی ندارد  ،برایم جالب است این جا پیرمرد 50 یا 60 ساله با یک شرت یا لباس هایی که اصلا با جایگاه او همگونی ندارد در خیابان ظاهر می شود برای من این نکته هم روشن است که در غرب پوشش زن ها هیچ فرقی از لحاظ حد و حدود با مرد ندارد مگر این که در اینجا فقط ظاهرا برای زنها پوشاندن  مقداری از سینه ها  و اعضای سافله ، ان هم در حد مینی ژوپی جزء پوشش است و بقیه بدن قبحی  ندارد عریان باشد یعنی فرهنگ اسلامی که می گوید تمام بدن زن عورت است مگر دست و صورت در این جا جز همان حدی که گفتم بقیه جز عورت محسوب نمی شود .نکته جالب این است که با این وضع پوشش هیچ کس جلب توجه دیگری نیست و همه سرگرم کار خود هستند ،قطعا در این جا هیچ نوع مزاحمتی از نوع مزاحمت هایی که در خیابان بعضی شهرهای ما برای دختران و زنان ما وجود دارد به چشم نمی خورد و من ندیدم کسی به قصد چشم چرانی پرسه بزند یا مزاحمتی برای دیگری ایجاد کند ظاهرا با انهمه کاباره و کازینو و اماکنی از این قبیل که در مجله های تبلیغی ادرس انها و انواع محصولات در همه سنین با قیمت های مختلف عرضه شده دیگر نیازی به مزاحمت مردان  نیست شاید برای بسیاری این سوال پیش اید که اینان از چه زاویه ای به دنیا نگاه می کنند ،.به هر حال درک فرهنگ اینان و این که این مردم زندگی را چه می دانند ؟ و به دنبال چه هدفی در زندگی هستند ؟ و مفهوم زندگی را چگونه تفسیر می کنند؟ جالب است ، البته هیچ گاه با ان پشتوانه علمی و فرهنگی و مذهبی که ما ایرانیان داریم جنبه های ابتذالی شیوه زندگی  اینان را تایید نمی کنیم و یک جو شرافت و تمدن ملت خود را به این ها نمی فروشیم و نمی خواهیم و من ارزو نمی کنم که یک لحظه از لحاظ اندیشه و فکر مثل این ها باشم گرچه از لحاظ رعایت برخی از مسائل که همین ها هم باعث جذابیت دنیای این ها شده است باید الگو گیری نماییم .دیروز که می خواستیم سوار اتوبوس شویم دونکته برایم جلب توجه کرد در کنار هر ایستگاه دستگاه صدور بلیط وجود داشت مثل ایران ما نیست که بلیط را باید به تعداد زیاد خریداری کنی و بعضی هم عده ای تقلبی چاپ کنند(خوشبختانه الان که این خاطرات را می خوانید این وضعیت در جامعه ما تغییر کرده) وبا اتداختن یک سکه 3 فرانکی یک بلیط تهیه می کنی که 60 دقیقه اعتبار دارد و چنان اعتماد وجود دارد که نیاز به ارائه ان نیست و همه ادم ها ظاهرا به هم اعتماد دارند ،در این جا کسی از شما سوال نمی کند که بلیط تهیه کرده اید یا نه ؟ و برای باز شدن درب اتوبوس هم در بیرون کلید وجود دارد و منتظر راننده نیستی که درب را باز کند و یک کلید هم برای کالسکه وجود دارد که هر کس کالسکه به دنبال خود دارد کلید ابی را میزند تا راننده دقت داشته باشد که مسافر دارای یک کالسکه است ،این ها هر کاری را که فکر کنی برای راحتی و رفاه و اسایش خود فراهم کرده اند  و از این جهت باید از نظم و انضباط اینها درس بگیریم.
جمعه 24 تیر ماه
امروز برای بازدید از جامعه ملل بیرون رفتیم .جامعه ملل در سال 1919 بعد از جنگ جهانی اول به پیشنهاد ویلسون رییس جمهور وقت امریکا تاسیس گردید گرچه امریکا خود به عضویت این جامعه در نیامد ولی ابتکار تشکیل این سازمان با وجود این که موفقیت امیز نبود و با وجود ان جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد خود نقطه شروع مهمی بود.مرکز این سازمان در شهر ژنو است چرا که سوییس در جنگ جهانی دوم خود را بی طرف اعلام کرد و امروز هم در جهان به عنوان کشور صلح مورد شناسایی قرار گرفته است . ساختمان قدیمی جامعه ملل واقعا جالب ودیدنی است در داخل ان سالن های متعدد برای مذاکره و گفتگوهای بین المللی وجود دارد .یک سالن مجمع عمومی هم داردکه جلسات بین المللی در سال 1919 در ان جا تشکیل می شده است این سالن دارای دو درب بود که در حال حاضر به خاطر تعمیرات انجام شده ان دو درب قدیمی را در کنار سالن قرار داده اند و جنس ان از مس است و روی دو لنگه درب عکس ادم و هوا به عنوان نماد این که ما انسان ها همه از یک پدر و مادر خلق شده ایم و برادر و خواهر همدیگر هستیم قرار داده شده .سالن دوم که الان جلسات خلع سلاح در ان انجام می گیرد هم قدیمی است و از همان زمان داخل سالن نقاشی های نفیسی دارد که سنت خوزه ماریا کشیده است ،یک نقاشی نشان رشد صنعت و تکنولوژی ،نقاشی دیگررشد اجتماعی بشر است که با اقدام ابراهام لینکن برده داری از زندگی بشر حذف شد و تصویر دیگر رشد پزشکی که واکسیناسیون روی انسان های بیمار و رهایی از مرگ و بیماری را نشان می دهد و تصاویر دیگر که بیانگر وحدت ملت ها با همدیگر است .داخل محوطه کاخ ملل یک کره قرار دارد که به یاد ویلسون که پدر تاسیس کاخ ملل است ان را طراحی کرده اند این کره روی چهار لاک پشت و داخل یک استخر کوچک اب است و روی کره به نشانه و نماد ماه های رومی عکس ماهی و اژدها و غیره حکاکی شده و در طرف دیگر فضای جلو کاخ ملل روس ها یک نماد ساخته اند که جنس ان از تیتانیوم است به صورت یک موشک جهت پرتاب به فضا که روسیه به عنوان اولین کشوری که فضا را تسخیر کرده ساخته است و یک نماد هم کشور های اسلامی ساخته اند و روی ان نوشته اند که به یاد کسانی که در راه صلح قربانی شدند .در محوطه سالن خلع سلاح  یک کره ابی رنگ که هدیه کشور ژاپن است که نشان ازصلح و اشتی برای زندگی انسان ها و یک فرش زیبا که ایرانی است ووقتی راهنما برای توریست ها توضیح می داد خوشحال شدم که نام ایران را می برد و به ان ها فرش ایرانی را معرفی می کند .
شنبه 25 تیر ماه
ساعت 9 صبح به سمت فرانسه حرکت کردیم .یک ماشین کریستلر انگلیسی 7 نفره به قیمت روزی 150 فرانک کرایه کردیم.روش کرایه ماشین خیلی راحت است .اخوی قبلا رزرو کرده بود ساعت 7 صبح رفتیم شخصی داخل باجه مخصوص به نام شرکت هرتز اطلاعات لازم را در مورد رزرو گرفت و با رایانه کنترل کرد و از اخوی پاسپورت و گواهینامه و کارت اعتباری خواست و پرسید ایا یک راننده دارید یا دو راننده و تفاوت ان در این است که اگر یک راننده هستید یک نوع بیمه و اگر دو نفر رانندگی کنند دونفر بیمه می شوند و هر کدام تصادف کردید بیمه می دهد و ایا می خواهید باک بنزین را در برگشت فول تحویل دهید و یا ما خودمان پر کنیم .تمام شرایط لازم برای سفر را توضیح داد و گفت این ماشین دارای بیمه تورین کلاپ است و در تمام اروپا هر جا خراب شود با شماره تلفن روی کارت تماس بگیرید مشکل شما را حل می کنند و اگر لازم باشد ماشین دیگری به شما می دهند .سوییچ ماشین و مدارک لازم را به ما داد و ما را به پارکینگ راهنمایی کرد.به پارکینگ که رفتیم هیچ کس ان جا نبود ،شماره ماشین را پیدا کردیم و روشن کردیم و برای خروج در کنار gateیک کلید را فشار دادیم و یک رسید کاغذی خارج شد و در اتوماتیک باز شد و در جای دیگری هم مجدد کارت را وارد کردیم و در باز شد بدون حضور داشتن هیچ کسی همه چیز بصورت منظم و کامپیوتری انجام می گیرد وسائل سفر را برداشتیم و اماده یک سفر چند روزه شدیم .برای عبور از مرز سوییس پلیس یک نگاه اجمالی کرد و ما عبور کردیم و حتی یک دقیقه هم توقف نداشتیم .در مسیر راه به سمت پاریس که تقریبا 580 کیلومتر راه است به طور متوسط هر 5 کیلومتر یک هواخوری و هر 10 کیلومتر یک پمپ بنزین وجود دارد .به این هواخوری ها " اق " می گویند که به انگلیسی“AIR”  است ، در یکی از این اق ها ناهار و نماز را به جا اوردیم ،،در اتوبان ژنو تا پاریس 37 یورو عوارض دادیم در حدود 40 هزار تومان که در ایران مبلغ عوارض در اتوبان ها هرگز این مقدار نیست ،ساعت 4 بعد از ظهر به پاریس رسیدیم .ابتدا به سمت کمپ رفتیم . اخوی  از قبل رزرو کرده بود و در قسمت کمپینگ یک واحد تحویل گرفتیم و اثاث را داخل ان قرار دادیم و سریع به سمت داخل شهر حرکت کردیم  ساعت 6 کنار برج ایفل بودیم و داخل صف ایستادیم ،جمعیت زیادی برای بازدید داخل صف بودند بالاخره نوبت ما شد بلیط برای بالاترین نقطه به مبلغ 10 یورو است .از چهار پایه برج ایفل  سه تای ان با اسانسور افراد را به طبقات سه گانه منتقل می کند ما به طبقه دوم و سوم رفتیم تمام شهر پاریس از بالا دیده می شد .شهر پاریس مثل یک موزه است و همه چیز ان دیدنی است .خانه ها ،رودخانه سن واز همه مهمتر و دیدنی تر برج ایفل است با ارتفاع 330 متر که گوستاو ایفل در سال 1891ان را طراحی کرد .در طبقه فوقانی مجسمه های بسیار طبیعی از ایفل و ادیسون ساخته اند .ادیسون در سال 1889 به دیدن ایفل و برج او امده ،در طبقه فوقانی ایفل یک اتاقی وجود دارد که مجسمهای از ایفل نیز  در دفترش داخل همین اتاق وجود دارد و میهمانان را داخل همین اتاق پذیرایی می کرده است .ایفل یک دانشمند بزرگ بوده و ازمایشات زیادی را در روی این برج انجام می داده در حال حاضر این برج علاوه براین که محل بازدید توریست هاست به عنوان دکل مخابرات و ایستگاه رادیویی مورد استفاده قرار می گیرد .بعد از بازدید برج به خیابان شانزه لیزه رفتیم و از دروازه معروف به دوگل بازدید کردیم و مقداری در خیابان قدم زدیم و از فروشگاه ها دیدن کردیم .پاریس برایم بسیار جالب و جذاب بود و همه خاطرات مربوط به مطالعات تاریخی فرانسه از ناپلئون بناپارت تا امروز برایم با دیدن پاریس مجسم شده است .شب در کمپینگ استراحت کردیم .
یکشنبه 26 تیر ماه
صبح جهت بازدید از موزه لوور به راه افتادیم ساعت 11 وارد موزه لوور شدیم برای هر نفر بلیط 8 یورو و نیم بود برای من که موزه ارمیتاژ را در سن پطرزبورگ دیده بودم و الان دومین موزه بزرگ را از سه موزه بزرگ جهان که سومی در لندن است  می دیدم یک فرصت استثنایی است. موزه دارای سه قسمت است که بعد از وارد شدن به تالار اصلی که ورودی ان در زیر یک سقف مانند اهرام مصر است و به صورت شیشه ای است سه قسمت وجود دارد .در ورودی " ریشیلیو " “RICHELIEU”و در دوم “SULLY” و در سوم “ DENON “. قطعا دیدن کامل این موزه در یک روز امکان ندارد لذا باید قسمت هایی از موزه را به صورت گزینشی از روی نقشه انتخاب کرد و به بازدید پرداخت .ما قسمت مربوط به ایران و مصر را که در قسمت ریشیلیو بود ابتدا بازدید کردیم و به طور کامل تمام سالن های ایران و مصر را دیدیم .فقط در یک کلام انسان وقتی این قسمت را می بیند تاریخ ایران را در فرانسه می بیند و انگشت اعجاب به دهان می گیرد که این ها چگونه این همه اثار باستانی ما را به فرانسه اورده اند .سنگ ها و اثاری از تخت جمشید را به اینجا اورده اند که فقط با جرثقیل های بزرگ امروزی قابل حمل و نقل است و این سوال برای بیننده پیش می اید که ایا ما خواب بوده ایم و این ها این همه اثار را از ما ربو ده اند . یکی از مهمترین اثار قسمت ایران و بین النهرین لوح حمورابی است که در سال 1750 قبل از میلاد مسیح بوده و اولین قانون مدنی و سیاسی تمدن بشری است که فرانسوی ها به دلیل ادعای ایران و عراق برای عودت این لوح دو نمونه از ان را بدل سازی  کرده و به ایران و عراق تحویل داده اند که من نمونه بدلی ان را در موزه ملی ایران دیده ام .بعد از دیدن این قسمت به دیدن قسمت تمدن اسلامی رفتیم و ا ن را بازدید کردیم .اثاری هم از شهر کاشان در این موزه موجود است اثار سفالین و فرش و گلیم کاشان که حتی در یک مورد گلیم کاشان در یک قاب شیشه ای در وسط یکی از سالن ها  به نمایش گذاشته شده و از فین کاشان هم اثار باستانی وجود داشت .عکس فتحعلیشاه قاجار و صد ها اثر دیگر از ایران در این سالن ها دیده می شود .قسمت دیگری که بازدید کردیم سالن “ ROMAN EGHEPT” رومی مصری بود که تابوت ها و یک جسم مومیایی را دیدیم و بعد به دیدن سالن نقاشی ها رفتیم که در قسمت “DENON “ در سالن ها اثار نقاشی معروفی وجود دارد که هر کدام میلیارد ها دلار قیمت دارد و مهمترین نقاشی این قسمت نقاشی معروف لئونارد داوینچی است موسوم به لبخند ژکوند که مربوط به قرن 15 می باشد .داوینچی متولد 1452 و متوفی در 1519 می باشد و این تصویر که در این موزه نگهداری می شود در سال 1911 از این موزه ناپدید شد و بعد در فلورانس ایتالیا پیدا شد و به موزه لور عودت داده شد .این تصویر که شاهکار نقاشی جهان در 500 سال قبل است موسوم به خانمی به نام مونالیزا است که داوینچی چهره او را نقاشی کرده و در این اثر زیباترین و ملیح ترین لبخند کشیده شده که منحصر به فرد است و در وسط سالن نصب شده و توجه همه بینندگان موزه را به خود جلب می کند .بعد از دیدن این قسمت برای بازدید قسمتی که در قرون وسطی در سال 1190 به دلیل وجود تهدید از جانب دشمن خارجی به دستور هنری دوم در کنار موزه لور که در ان زمان کاخ سلاطین فرانسه بود دیوار دفاعی ساختند که در حال حاضر در قسمت تحتانی موزه، نمایی از این قلعه و بارو وجود دارد .به طور کلی موزه لوور در واقع کاخ پادشاهان فرانسه بوده و بعد از انقلاب فرانسه به موزه تبدیل شده است .در 800 سال پیش فلیپ اگوستوس پادشاه فرانسه دستور ساخت قلعه لور را داد در کنار رودخانه سن “ seine” این قلعه محل اقامت شاه بوده و در دوره هر کدام از پادشاهان فرانسه کاملتر شده و تغیراتی در ان به وجود امده تا به شکل امروزی در امده و از لحاظ هنری و معماری جلوه ها و زیبایی های خود را پیدا کرده است و امروزه خود ساختمان لور جدا از موزه بودنش واقعا دیدنی است .یکی از قسمت های مهم دیگر موزه قصر ناپلئون است که از ان هم دیدن کردیم .ناپلئون در سال 1804 امپراطور فرانسه گردید کاخ او هم دیدنی است و اصلا قابل توصیف نیست مگر ان که کسی خود ان را ببیند ودر قسمت هایی از این کاخ اثاری از فلیپ پادشاه فرانسه و لویی 18 نیز وجود دارد .در سال 1806 به دستور امپراطور یک دروازه یا طاق برای ورود به کاخ لور ساختند که در حال حاضر هم وجود دارد .
در حال حاضر موزه لور 160 هزار متر مربع وسعت ودارای 1400 نفر کارمند است.جمعا 403 اتاق یا سالن داردو   22 هزار راهرو که تاریخ فرانسه را به نمایش گذاشته است .در مجموع 369940 هزار اثر هنری در موزه وجود دارد که فقط تعداد 35 هزار اثر ان در معرض دید عموم است و 334940 قطعه ان در انبار موزه است .در سال 6 میلیون بیننده دارد .بعنی تقریبا روزی 20 هزار نفر که 6/66درصد ان ها خارجی و 4/33درصد فرانسوی هستند که از خارجی ها 5/47درصد اروپایی ،6/36 درصد امریکایی ،و6/8درصد اسیایی و 3/4درصد از اقیانوسیه و 1 درصد هم از افریقا هستند .
بعد از بازدید از موزه لور یک بستنی در قسمت رستوران خوردیم و یک کتاب از تصاویر به قیمت 5 یورو از کتابفروشی موزه خریدیم و در پارک جنوب خیابان شانزه لیزه ناهار را ساعت 6 عصر خوردیم و بعد برای چند بازدید دیگر حرکت کردیم .میدان گنکورد را دیدیم در مقابل دروازه شارل دوگل در انتهای خیابان شانزه لیزه که در وسط این میدان یک سنگ نوشته عمودی بزرگ مانند یک ستون 20 متری وجود دارد که روی ان به خط مصری نوشته و ناپلئون ان ر ا بعد از فتح مصر اورده است و این اوج قدرت ناپلئون و فرانسه است و روی این سنگ یک قبه طلایی قرار داده اند برخی می گویند این نوع ستونها نماد فراماسونری است ..قسمت بعدی پل الکساندر سوم بود که چهار اسب طلایی روی چهار طرف پل قرار داده اند و این پل اولین پل بدون ستون است که توسط این پادشاه روی رودخانه سن زده شده است .بعد از این از ساختمان National Assemble که بعد از انقلاب فرانسه تاسیس شده و چهار مجسمه از شخصیت های ازادیخواه فرانسه مانند منتسکیو و غیره وجود دارد .در جلوی ساختمان از ساختمان زیبای مقبره ناپلئون بازدید کردیم .بعد هم ساختمان اپرا یا اکادمی موزیک را دیدیم و بعد کلیسای بسیار قدیمی مادلین را دیدیم و در نهایت مقداری در خیابان شانزه لیزه قدم زدیم و برای خرید وارد فروشگاه Disney  شدیم که همه اش اسباب بازی بود .والت دیزنی شخصی امریکایی است که 150 سال قبل در امریکا یک پارک تفریحی بزرگ برای کودکان و بزرگسالان ایجاد کرد و این محل باید در جایی ایجاد شود که 80 درصد روزهای سال مورد استفاده مردم برای تفریح قرار گیرد .تعد از فوت وی فرزندانش به دنبال تاسیس شعبه های از این نوع مراکز در کشور های دیگر دنیا شدند و یکی از این مراکز هم در فرانسه تاسیس شده که ما از ان دیدن نکردیم .ورودی ان 50 یورو است که تا اخر شب فرد می تواند با پرداخت این ورودیه از هر نوع وسیله بازی استفاده کند و امروزه disneyیک مرکز بزرگ سینمایی و فیلمسازی نیز می باشد که برای کودکان و نوجوانان فیلم های زیادی ساخته و می سازد . موقع برگشتن  متاسفانه بدلیل عدم دقت و پارک ماشین در محل ویژه معلولان، پلیس 135 یورو معادل 140 هزار تومان جریمه کرده بود که حال گیری بود بالاخره ساعت 11 به کمپینگ برگشتیم
  
دوشنبه 27 تیر ماه
امروز صبح به شهر " ورسای " رفتیم ولی متاسفانه موزه های ان روز های دوشنبه بسته است و ما فقط ساختمان را دیدیم .این ساختمان یاداور عهدنامه معروف ورسای است .ساعت 12 به پاریس برگشتیم و از مقبره ناپلئون دیدن کردیم .در اطراف مقبره قبر برادر و دو تن از سرداران ناپلئون وجود دارد و کلیسای جانبازان که در این کلیسا پرچمهای متعددی از انقلابیون فرانسه که بسیارقدمت دارد قرارداده شده است .در محوطه این ساختمان توپ ها و ادوات نظامی زمان ناپلئون   و توپ هایی که او در جنگ با عثمانی ها به غنیمت گرفته به نمایش گذاشته اند .در قسمت موزه اثار مربوط به جنگ جهانی دوم و اتفاقات مربوط به اشغال فرانسه و ازادی ان توسط شارل دوگل به تصویر کشیده شده و در هر طبقه یک قسمت سینمایی هم تدارک دیده اند با ظرفیت 50 نفر که فیلم هایی از ان زمان از ارتش هیتلر و فرانسه و متفقین و اقدامات ان ها را پخش می کند . یک عکس جالب در این موزه عکس هیتلر در کنار برج ایفل بعد از اشغال فرانسه است .در این موزه اثار مربوط به سربازان ،عکس ها ،نامه ها و حتی پوتین های سربازان فرانسوی قرار داده شده .در یک نقشه زیبا از جنگ هم موقعیت کشورها و میزان تلفات ان ها به نمایش گذاشته شده است .روسیه 26 میلیون کشته و فرانسه و ژاپن و امریکا و انگلیس 400 هزار نفر و المان 6 میلیون نفر کشته داده اند .
ناهار را در کنار قصر بزرگ در جنب خیابان شانزلیزه خوردیم .درون این کاخ و قصر مهم فقط تابلوهای نقاشی و اثار نقاشان بزرگ فرانسه است .در کنار این قصر بزرگ کاخ الیزه که محل استقرار رئیس جمهور فرانسه است وجود دارد که در منطقه حفاظت شده قرار دارد .
بعد از ظهر به سمت " نوفل لوشاتو " حرکت کردیم اخوی کلید محل اقامت  امام را از دوستان خود در سفارت گرفته بود .نوفل لوشاتو تا پاریس تقریبا 30 دقیقه فاصله دارد .شهر نوفل لوشاتو بسیار کوچک ولی زیباست با سوال از اهالی منزل امام را پیدا کردیم .درب منزل دقیقا همانی است که در عکس ها و فیلم ها همیشه دیده ایم و لذا تا درب را دیدیم شناختیم اما داخل ان را متاسفانه ضد انقلاب 18 سال پیش به اتش کشیده اند و الان هیچ چیزی وجود ندارد و همه چیز سوخته .فقط چند درخت سیب و فضای سبز با درختان و علف های هرز بسیار زیاد .وارد خانه شدیم و نماز را زیر درخت سیب خواندیم .یک ساعتی ان جا بودیم و بعد به سمت پاریس برگشتیم .کنار رودخانه سن و نزدیک برج ایفل سوار کشتی شدیم و روی رودخانه سن در حدود 45 دقیقه دور زدیم و در طرفین رودخانه اثار تاریخی را توضیح می دادند کنار هر صندلی یک گوشی وجود دارد که به غیر از عربی و فارسی به زبان های مختلف همه چیز را توضیح می دهد .این برنامه هم بسیار دلچسب و به یاد ماندنی بود .بعد در خیابان شانزه لیزه در فضای باز شام خوردیم و برگشتیم به کمپینگ و استراحت کردیم .
سه شنبه 28 تیرماه
امروز روز اخر سفرمان به فرانسه است .ابتدا به قلعه باستیل رفتیم که سراغاز انقلاب فرانسه با این قلعه پیوند دارد .الان هیچ اثری از قلعه و زندان باستیل وجود ندارد فقط در وسط این قلعه یک ستون بلند و مجسمه قرار داده اند و اسامی کشته شدگان انقلاب فرانسه در انقلاب اول و سال 1830 نوشته شده و در چهار طرف میدان روی زمین با تغییر سنگ فرش دوایری درست کرده اند که محل برج های چهار طرف بوده است .الان این محل میدان است و ماشین ها دور می زنند و با پرس وجو فهمیدیم قسمت هایی از این قلعه را در یک پارک در 300 متری میدان باستیل قرار داده اند .در زمان انقلاب فرانسه انقلابیون کل این زندان را که سمبل استبداد بود تخریب کردند و این نشان می دهد در همه انقلاب ها انقلابیون در اغاز حرکت های رادیکال انجام می دهند .پارک را پیدا کردیم و قسمت هایی از سنگ های قلعه قدیمی باستیل را به صورت یک دیوار کوتاه چیده بودند .
یک نکته جالب در این سفر این است که ما جاهایی را دیدیم که حتی بسیاری از فرانسوی ها امروز خودشان هم خبر ندارند مثل همین بقایای سنگ های قلعه باستیل که از هر فرانسوی ها که پرسیدیم نمی دانست .بعد هم رفتیم متروی پاریس را دیدیم و چندین ایستگاه را هم سوار شدیم .متروی پاریس در سال 1899 بیش از صدسال پیش ساخته شده بر خلاف ان چه در روسیه دیدم که فضای ایستگاه ها بسیار هنری بود در متروی فرانسه با سنگ های سفید مستطیل مانند کل فضای داخل ایستگاه ها حداقل در چندین ایستگاهی که دیدیم مثل ایستگاه لور و غبره ساده بود و به این صورت تزیین شده بود .قیمت بلیط مترو یک یورو و چند صدم یورو بودکه برای یک روز تا زمانی که از ایستگاه مترو خارج نشوی می توانی استفاده کنی و هر بار که از مترو خارج شوی باید مجددا بلیط خریداری شود .بعد از بازدید از مترو برای بازدید از دانشگاه سوربن رفتیم دانشگاهی که در قرن 16 همزمان با دانشگاه اکسفورد لندن ایجاد شد و اینها اولین دانشگاه ها به صورت امروزی بوده اندبه دلیل داشتن کارت بین المللی هیات علمی اجازه پیدا کردم وارد دانشگاه سوربن شوم و از داخل دانشگاه و امفی تئاتر ان عکس گرفتم .این محل جایی است که بسیاری از اساتید دانشگاهی بنده در همین دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند و افرادی مانند دکتر شریعتی هم فارغ التحصیل این دانشگاه بوده اند بعد از بازدید از دانشگاه به محلی به نام"پانتئون"
”THE PANTHEON OF NATION” که در واقع یادبود ازادیخواهان و شخصیت های علمی فرانسه بود رفتیم . این محل در سال 1791 تاسیس شد و به مرور زمان محلی گردید که شخصیت های مهم انقلابی و علمی فرانسه در ان جا دفن شدند مدتی هم کلیسا بود و ساختمان الان هم به صورت کلیسا است ولی در طبقه زیرزمین مقبره شخصیت های فرانسوی است و این طبقه بسیار خوب طراحی شده و نور بسیار کم است و حالت خانه ارواح را دارد و راهروهای دو متری که از هر طرف تونل هایی به ان باز می شود و در درون هر تونل مقبره هایی وجود دارد مثل مقبره های خانوادگی .در درون یکی ازمقبرها "ویکتور هوگو" رمان نویس معروف و مشهور فرانسوی که رمان معروف بینوایان را نوشته و " امیل زولا" ارمیده اند در یک مقبره هم " اندره مالرو "فیلسوف معروف فرانسوی و مقبره " ولتر "  و" ژان ژاک روسو "وجود دارد که در قسمت جدایی به صورت برجسته  قرار داده شده است شخصیت های دیگری از فلاسفه و هنرمندان و ازادیخواهان و انقلابیون در داخل مقبره های مختلف مدفون هستند واز جمله مادام و پیر کوری که کاشف رادیواکتیو بودند در داخل یکی از مقبره ها هستند .بعد از بازدید پانتئون رفتیم ناهار خوردیم و استراحت کردیم و ساعت 6 بعد از ظهر به سمت ژنو حرکت کردیم و ساعت 2 نصفه شب با استراحت بین راه به شهر ژنو رسیدیم .
روز چهارشنبه 29 تیر ماه
روز چهارشنبه صبح را در خانه استراحت کردیم و بعد از ظهرداخل شهر ژنو گشتی زدیم و از شهر قدیم  دیدن کردیم .،دیوار اصلاحات ،خانه جان کالوین ،کلیسای باستانی  کتد قل ،سالن الاباما که کنوانسیون های چهار گانه ژنودر ان جا شکل گرفته و امضا شده در این منطقه بوده چون موقع غروب بود سریع برگشتیم .
پنج شنبه 30 تیرماه
به دیدن شهر قدیم رفتیم و از موزه تاریخ که بزرگترین موزه شهرژنو بود دیدن کردیم . در این موزه قسمتی مربوط به اثار مصر و ایران بود .بعد به دیدن کلیسای قدیمی کتد قل رفتیم که 800 سال پیش ساخته شده بود .داخل کلیسا صندلی جان کالوین وجود داشت که عکس گرفتیم . بعد از داخل خانه جان کالوین و سالن الاباما دیدن کردیم و بعد از ظهر برای خرید به چند فروشگاه رفتیم وشام را هم در یک کبابی متعلق به ترک ها دنر کباب یا کباب ترکی خوردیم .
جمعه 31 تیرماه
بعد از ظهر به قبرستان Grand saconnex” در محله “Palaxpo” رفتیم که در این قبرستان قبر محمد علی جمال زاده پدرقصه نویسی ایران و همسرش دفن شده اند .برایم تعجب برانگیز بود که در این قبرستان روی قبر این فرد مشهور ایرانی هیچ کلمه فارسی نوشته نشده وفقط به انگلیسی نوشته شده محمد علی جمال زاده و تاریخ وفات ایشان ذکر شده .در قسمت های دیگر قبرستان هم قبور دیگری از مسلمانان ایرانی و غیر ایرانی وجود دارد من جمله برادر و خواهر فرح دیبا و قبر احمد رضا پهلوی برادر شاه و ایرانیان دیگر .قبر این افراد در شمال غربی درب ورودی قبرستان وجود دارد .
بعد از ان به مسجد مسلمانان رفتیم به گفته شیخ رشید امام جماعت که اهل لیبی است در ژنو دو مسجد وجود دارد یکی مربوط به ترک ها و دیگری مسجدی است که وی در ان نماز می خواند و ساخت عربستان سعودی است .شب به منزل امدیم و استراحت کردیم فردا قرار است به سمت ایتالیا حرکت کنیم .
شنبه 1 مرداد
صبح به شرکت “National car rental” یک ماشین هیوندا7 نفره کرایه کردیم و بعد از ان به سمت مرز فرانسه حرکت کردیم و از داخل فرانسه با تابلوهای میلان به طرف مرز ایتالیا حرکت کردیم .مسیر ما منتهی به کوه های " منبلان "گردید که در فرانسه است . ایتالیا بسیار زیبا و دیدنی است از مرز ایتالیا هم بدون یک لحظه توقف عبور کردیم .حتی یک پلیس هم ندیدیم .یادم هست که وقتی می خواستم سالها قبل با کاروانی به سوریه برویم برای عبوراز مرز ایران به ترکیه حدود 12 ساعت معطلی داشتیم در حالیکه برای ورود ایرانیها به  کشورترکیه ویزا نیاز نیست و همینطور در مرز سوریه 3 ساعت معطلی داشتیم ولی این اروپائیها با قراداد شینگن مشکل را بین خودشان حل کرده اند و ما امت اسلام بدلیل وجود حاکمان نالایق در بسیاری از کشورهای اسلامی هنوز اندر خم یک کوچه ایم .در جاده های ایتالیا عوارض زیاد می گیرند از مرز ایتالیا تا شهر ونیز 48 یورو عوارض دادیم .از مرز تا میلان 300 کیلومتر است و از میلان تا ونیز هم 250 کیلومتر .در طول مسیر مقداری رانندگی کردم، راستی انقدری که در ایران از جاده های اروپا تعریف و تمجید می کنند اینجوری هم نیست اینجا هم دست انداز و پیچ تند و غیره وجود دارد در مورد خیلی از چیزهای جامعه غرب برخی ایرانی ها افراط می کنند و بقول محمد علی جمالزاده در کتاب سر و ته یک کرباس ما ایرانیها عادت کرده ایم هرچیزی که مال خودمان است بد جلوه بدهیم و چیزهای متعلق به دیگران را همیشه تعریف و تمجید کنیم من قبلا زیاد می شنیدم که در ایران می گفتند  اینها که جاده نیست ما داریم ولی الان که خودم رانندگی می کنم می بینم اینطوری نیست هم در سوئیس هم فرانسه هم در ایتالیا صدها کیلومتر در جاده ها رانندگی کردم این خبرها هم نیست خیلی افراط می کنند. ساعت 7 بعد از ظهر بود که به ونیز رسیدیم و به کمپینگ “ Fusina “ که از قبل بعنوان موبایل هاوس در این محل جا رزرو کرده بودیم وارد شدیم و محل را تحویل گرفتیم .برای هر شب 100 یورو و به تعداد 6 نفر جای خواب دارد .شب به شهر ونیز رفتیم واقعا هر چه از زیبائی این شهر بگوئیم کم گفتیم این شهر شهر ابی است .در ونیز جای پارک برای اتومبیل وجود ندارد همه جا آب است و اتوبوس ها و تاکسی ها همه قایق است و ایستگاه ها کنار آب است و افراد بلیط می گیرند و سوار می شوند .مبلغ بلیط 5 یورو برای 90 دقیقه قایق سواری و مردم برای رفت و امد از قایق استفاده می کنند .
یکشنبه 2 مرداد
امروز بعد از صرف صبحانه مجددا به ونیز رفتیم ،سوار اتوبوس آبی شدیم و از ایستگاه “ roma “ به ایستگاه “ rialto “ رسیدیم و در این ایستگاه سوال کردیم و خانه مارکوپولورا پیدا کردیم .مارکوپولو شخصی سیاح است که فرودگاه شهر ونیز هم به نام اوست .مارکوپولوچندین قرن قبل از شهر ونیز سفر خود را آغاز کرد و تقریبا همه دنیا را زیر پا گذاشت .بعد ایستگاه سن مارکوتقریبا مرکز شهر همان سن مارکو است که قصر یکی از پادشاهان ونیز در اینجاست و کلیسای قدیمی سنت مارکو هم در این منطقه است .در محوطه میدان سنت مارکو کبوتران زیادی هستند و مردم و توریستها با ان ها عکس می گیرند .ناهار هم پیتزا مارگارین خوردیم که البته دوست نداشتیم . مقداری هم خرید کردیم بعد از ان به سمت شهر فلورانس حرکت کردیم که در زبان ایتالیایی  “Firenze” می گویند .شهر فلورانس  مهمترین شهر فرهنگی و تاریخی ایتالیا  است یاد اور " ماکیاولی " اندیشمند مشهور سیاسی و"میکل آنژ "مجسمه ساز معروف ایتالیائی است به محلی که مهمترین مجسمه میکل آنژبه نام دیوید  یا مجسمه داود قرار داده شده رفتیم و مشرف به همه شهر بود و از ان جا همه شهر پیدا بود .البته مجسمه کپی بود و اصل ان در اکادمی فلورانس است وبعد از صرف ناهار به سمت شهر پیزا حرکت کردیم .که یاداور برج معروف پیزا است که گالیله از ان بالا رفت و ازمایش مربوط به وزن اجسام را در هنگام سقوط انجام داد ودر کنار برج پیزا کلیسای معروف و شهر قدیم پیزا دیده می شود .در شهر پیزا خانه گالیله هم وجود دارد که البته ما پیدا نکردیم .ظاهرا قبر گالیله در فلورانس است ..از فلورانس تا پیزا یک ساعت و از پیزا تا رم تقریبا 4 ساعت راه است .شب به رم رسیدیم و به سختی کمپینگ “ tiber “  را پیدا کردیم شهر روم پایتخت ایتالیا مانند تهران خودمان بسیار پرجمعیت وشلوغ است و فضای عمومیش مثل شهرهای خودمان است و موتور سوار زیاد است و کمی هم بی نظمی دیده می شود نسبت به فرانسه و سوئیس پائین تر است قراره فردا برویم ابتدا واتیکان را ببینیم.
دوشنبه 3مرداد
صبح به واتیکان رفتیم و از کلیسای سن پیتر دیدن کردیم .کلیسایی که اوج قدرت مسیحیت در قرون وسطی بود و امروزه مرکز مسیحیت کاتولیک جهان محسوب می گردد و زیبائی کلیسا وقدمت ان بیننده را بشدت بفکر فرو می برد اهمیت کلیسای سن پیتر و واتیکان برای مسیحیت مثل مکه و مسجد الحرام برای ما مسلمانان است .در قسمت زیر زمین کلیسا مقبره شخصیت های مذهبی است و همچنین مقبره " سن پیتر " اولین پاپ بزرگ مسیحیت ومقبره " پاپ ژان پل دوم " را هم دیدیم و قسمت همکف کلیسای بسیاز زیبا ،تاریخی و جذاب است که مجسمه های زیبایی به مناسبت های مختلف در ان نصب شده است به همراه نقاشی های بزرگترین نقاشان جهان و در قسمت فوقانی نیز به قبه صعود کردیم .مقداری از را ه را با اسانسور و بقیه را که 320 پله داشت پیاده رفتیم و از بالاترین نقطه شهر رم را دیدیم در روزهای یکشنبه مراسم ویژه مذهبی برگزار می گردد و دیدن مراسم دینی مسیحیان هم جالب است تقریبا همه قسمت های مهم را بازدید کردیم  و بعد به مرکز شهر رم برگشتیم و نماد امپراطوری رم که به ان “ colosseum “ می گویند را دیدیم در این محل که بیش از 3 هزار سال قدمت دارد نمایش جنگ  گلادیاتور ها اجرا می کردیده است که واقعاعظیم بود و همچنین در کنار ان  “foro rom “  بود که مثل تخت جمشید ما مخروبه های ان وجود داشت .همچنین خانه موسولینی و در مقابل آن یادبود " ایمانوئل دوم " بود که ساختمانی با شکوه است که البته الان موزه است و در قسمتی از ان دو شعله در طرفین روشن است که به یادبود شهدای گمنام ایتالیا در جنگ جهانی است .متاسفانه وقتی برگشتیم سراغ ماشین دیدیم به ماشین دزد زده و شیشه ماشین را شکسته و رادیو ضبط ماشین و دوربین عکاسی و کوله پشتی های اذوقه سفر را دزدیده اند.که البته با این اتفاق فهمیدیم که راست است که می گویند ایتالیا نا امن است و مافیا وجود دارد و تا این اتفاق نیفتاده بود باورمان نمی شد .سفر ایتالیا بسیار جالب وبرای امثال ماها که علوم سیاسی خوانده ایم پر معنا و جذاب و عینیت بخشی ذهنیت ما به تاریخ سیاسی اروپا و جهان است.
 سه شنبه 4 مرداد
صبح به سمت ژنوحرکت کردیم ودر راه بازگشت به شهر میلان رسیدیم و از داخل شهر بازدید کردیم و در مسیر ورود به سوییس به شهر" لوکانو " رفتیم که بسیار زیبا بود از دریاچه و کوه های سرسبز طبیعتی زیبا در این شهر خلق شده است . سوئیس دارای 70 دریاچه است و گفته می شود هر 15 کیلومتری که طی کنی یک دریاچه دیده می شود .
چهرشنبه 5 مرداد
ساعت 5/3 صبح به ژنو رسیدیم .یکی دو روز استراحت داشتیم در یکی از روزها از ساختمان صلیب سرخ جهانی هم بازدید کردیم .دیگر به اخر سفر رسیدیم حاج خانم هم دلتنگ بچه ها شده و اصرار دارد که زودتر برگردیم بعد از یک سفر بیست روزه  کم کم اماده بازگشت به میهن اسلامیمان ایران شدیم در حالیکه یافته های این سفر از جهات مختلف برایمان مفید و خاطره انگیز است و زحمات برادر عزیز و همسرش هیچگاه فراموشمان نمی گردد.
دستاورد سفر
انچه در پایان این سفر نامه می توانم بعنوان دستاورد سفر بگویم اینست که انچه اروپا را از ما متمایز می نماید در دو جهت می توان ارزیابی نمود در زمینه دنیائی و مدیریت امورمادی تردیدی در موفقیت انها نیست اروپائیان در امر اموزش جامعه و علمی نمودن کارها واقعا موفق بوده اند زیرا مردم بسیار قانونمند هستند و اصول یک جامعه مدنی را رعایت می کنند شما در اروپا نظم و انضباط و مظاهر علم و دانش را بعینه می بینید فرهنگ رانندگی این جماعت نماد اموزش فراگیری است که رفتار بهنجار را نشان می دهد از نظر تاریخی این حرکت یک پروسه پنج قرنی است که از رنسانس شروع شده و ما نتایج ان را امروز بخوبی می بینیم اما از زاویه دیگر نیز می توان غرب را نگریست و ان همان نگاه معنوی به غرب است که بخلاف نگاه دنیائی تاثر و تاسف انگیز است زیرا غرب نمایش تفرعن بشر و فراموشی انسان از خدا و انانیت اوست و این جنبه زندگی غرب را انگاه متوجه می گردی که در کنار دریاها و دریاچه ها و برخی پارک ها و پارتی های شبانه و کازینوها سرکی بکشی صدای موسیقی های تند  و بوی گند شراب مشامت را بیزارد  و رفتارهای سکسی که بدون حیا می توانی  در داخل اتوبوس و مترو و خیابان و حتی کنار کلیسا و بخصوص پارک ها ببینی انگاه در ناخوداگاه ذهن به این فکر فرو میروی راستی اینها ایا به اخرت هم اعتقاد دارند که اینگونه اباحه گری و لذت طلبی می کنند و در غفلت و بیخبری مادی غوطه ورند وقتی با این برداشت به غرب نگاه کنیم انها در عصر جاهلی بسر می برند گرچه خود این را عین تمدن در تفکر منحط خود تلقی می نمایند امروز با دیدن غرب ،کتاب های فیلسوفانی مانند هایدگر و یادداشتهای برگرفته از فیلسوف شفاهی ایرانی یعنی احمد فردید برایم قابل فهم ترند که سرانجام غرب را بدلیل همین خود فراموشی تاریک وبد فرجام می نمایانند.و اما انچه در مورد جامعه خودمان باید بگوئیم تاسفی عمیق تر است از جهالت وتیره روزی مردمانی که همه داشته های خود را ندیده انگاشته اند و امروز در رویای غربی بودن و سبک زندگی غربی همان الودگیها را نشخوار می کنند و چون دستشان به انجا نمی رسد در داخل کشور همان وجه منفی را دور از چشم نظام اسلامی خفاش وار در پارتی های شبانه و یا جلسات دیگر تقلید می کنند و غربی زیستن و ادا و اطوار انها را دراوردن  و قلاده سگ بدست داشتن  و ارایش غربی نمودن و لباسهای سبک غربی پوشیدن را افتخاری برای خود می دانند بدون انگونه  بوئی از هنر غربی بودن در علم اموزی و وجدان کاری احترام به حقوق شهروندی و نظم و انضباط و قانونگرائی انها را در زندگی تقلید کنند گرچه همین مثبت ها  هم از میراث خودمان بوده که فراموشش کرده ایم امید است هرچه زودتر فردائی بیاید که وقتی فردی به دیار غرب سفر کرد حتی در ابعاد دنیائی نظم و بهداشت و علم و مدیریت صحیح امور دنیائی در مقایسه ایران عزیز با این جوامع احساس عقب افتادگی و حسرت نداشته باشد به امید ان روزاین دفتر را به پایان می برم.
سید مهدی ساداتی نژاد
ژنو جمعه 7مردادماه 84
 
سوئیس
 
   
واتیکان
 
   
واتیکان
 
   
سوئیس
 
   
فرانسه
 
   
فرانسه
 
   
فرانسه
 
   
فرانسه
 
   
   

فرانسه


موضوع: سفرنامه
نویسنده:مدیرسایت
تاریخ: يکشنبه6ارديبهشت
کلیدواژه ها: سفرنامه ژنو،سفرنامه فرانسه،سفرنامه ایتالیا


آخرین اخبار و مطالب سایت


پاورپوینت دروس دکتر سیدمهدی ساداتی نژاد

 اساتید محترم شرکت کننده در دوره دانش افزائی اندیشه سیاسی می توانند با مراجعه به منوی بخش مطالب قسمت سخنرانی ها  پاوره های مربوطه را دریافت فرمایند

برای تحقق جامعه توسعه یافته اسلامی کدامیک اولویت دارد؟
توسعه اقتصادی
توسعه سیاسی
توسعه فرهنگی
توسعه علمی

نمایش نتیجه


پیوندها


آنلاین: 1 نفر
امروز: 0 نفر
دیروز 0 نفر
کل: 98,653 نفر
زمان بارگزاری: 1.02 ثانیه

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به دکتر سیدمهدی ساداتی نژاد میباشد.